در این چند روز گذشته خبرهای عجیب کم نشنیده ایم. افزایش قیمت یک شبه مسکن و خودرو تا جهش های قیمتی لحظه ای سکه و دلار.
تصویر عجیب اما واقعی

به حدی که دست و دل می‌لرزد برای این افزایش‌ها «عدد» اعلام کند چرا که با این شرایط فعلی معلوم نیست از لحظه نگارش این گزارش تا لحظه چاپ، آیا قیمت‌ها ثابت می‌ماند یا گران‌تر می‌شود اما در این مدت اظهارنظرها و عکس‌العمل‌هایی از سوی کسانی که باید شرایط را مدیریت کنند و با حرف‌ها و کنش‌هایشان جامعه را آرام کنند، شنیدیم و دیدیم که بیشتر از گرانی دلار و سکه و سراتو و ساندرو تعجب کردیم و هر آن منتظریم تا کسی مقابلمان ظاهر شود و با لبخندی دلنشین بگوید: «شما در مقابل دوربین مخفی قرار گرفته‌اید!»

....



یکم: وزیر اقتصاد:‌ وضعیت خوب است!

اولین اظهارنظر برمی‌گردد به وزیر اقتصاد و دارایی. کرباسیان در پاسخ به سوال خبرنگار شبکه خبر که پرسیده بود شرایط اقتصادی کشور چطور است؟ با لبخندی اعلام کرد: «الحمدلله خوب است!» خبرنگار که ظاهرا انتظار چنین جوابی را نداشت، صدایی نازک کرد و گفت: «البته مقداری گرانی وجود دارد...» که آقای وزیر در جواب می‌گوید: «گرانی برای موارد غیرضروری است و ارز تغییر چندانی نکرده است.» اگر شما سردبیر این خانم خبرنگار بودید و متن این مصاحبه را جلوی میز شما می گذاشت آیا نمی پرسیدید این مصاحبه واقعی است یا نه؟ از او نمی خواستید بار دیگر ضبط صوت خود را چک کند؟ اما ماجرا واضح تر از این حرف‌هاست و فیلم این مصاحبه دست به دست در فضای مجازی می چرخد. عجیب است اما واقعی!

دوم: تقریبا هیچ!

اما اظهار نظر عجیب دیگر را آقای نوبخت سخنگوی دولت در حاشیه سفر به شهرستان پاکدشت کرد. او گفته است «در شاخص های اقتصادی سه ماه گذشته هیچ آثار منفی دیده نمی شود...» اگر شاخص اقتصادی را طبق تعریف آکادمیک برگرفته از ضریب جینی و رشد تولید ناخالص ملی و نرخ تورم بدانیم، حداقل انتظار این بود که واژه «هیچ» در گفتار جناب سخنگو نباشد. می‌دانیم و دیدیم معجزه فرمول های آماری و اقتصادی را که می تواند با جابه جایی یک داده و تبدیل نموداری آمار میله ای به نقطه ای، مملکتی را از فرش به عرش ببرد البته روی کاغذ. اما همین ما مردم آمار نخوانده و اقتصاد ندانسته با کلمه هیچ به مشکل میخوریم. در دورانی که شرایط اقتصادی پیچیده و قیمت‌ها روز به روز دستخوش تغییر و نوسان است و مردم با گوشت و پوست و استخوان، مشکلات اقتصادی را لمس کرده‌اند، حرف زدن از شاخص‌هایی که هیچ مشکلی را نشان نمیدهند عجیب است، خیلی عجیب، اما واقعی!

سوم: این تورم دوست داشتنی!

امان از این علم آمار. آقای نهاوندیان هم می‌گوید «تورم از ارقام بالای ۳۰ درصد به زیر ۲۰ درصد آمد و در ماه‌های گذشته نیز تک رقمی بوده است.» روز جمعه هم مرکز آمار اعلام کرد که نرخ تورم دوازده ماهه منتهی به خرداد ماه ١٣٩٧ به 8.2 درصد رسید که نسبت به ماه گذشته فقط و فقط 0.2واحد درصد افزایش دارد. ای کاش می‌شد جای زندگی در تهران در لابه‌لای همین نمودارهای نقطه ای و درصدهای منطقی تورم زندگی کرد. حیف نمی شود.

چهارم: مایه نشاط!

ماجرای عجیب ولی واقعی بعدی از پاستور فاصله می‌گیرد و به سمت بهارستان می رود. جایی که نایب‌رئیس مجلس، بعد از مدت‌ها دست به قلم شده و نامه ای را خطاب به آقای رئیس می‌نویسد؛ رئیس صداوسیما البته! علی مطهری در نامه‌اش به علی‌عسکری از عدم حضور کارلوس پویول اسپانیایی در ویژه برنامه جام جهانی تلویزیون انتقاد می کند و گفته است پرداخت چنین هزینه هایی برای نشاط جامعه لازم است. عجیب است وقتی ببینیم که با گذشت مدت‌ها از نابسامانی‌های اقتصادی و جهش‌های قیمتی کسی نگران نشاط مردم نشد و نامه‌ای هم به مسئولان اجرایی نوشته نشد. عجیب است، اما واقعی!

پنجم: سکوت مجلس در برابر گرانی

حالا که سراغ بهارستان رفتیم، یک «عجیب» دیگر را هم بررسی کنیم. ماجرای عجیب ولی واقعی ما در بهارستان آنجایی رقم می‌خورد که مجلسی ها در این سه ماه مصوبه جدی برای کنترل و نظارت بر گرانی‌ها نداشتند. مهمترین رفتار نمایندگان محترم همین دیروز رقم خورد و در جلسه علنی که غیرعلنی شد معاون اول رئیس‌جمهور گزارش بسیار مبسوطی در مورد اقدامات انجام شده برای مقابله با گرانی‌ها ارائه و تاکید کرد که جای نگرانی درباره مسائل اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم نیست.

ششم: چرت و پرت نگویید!

مورد عجیب دیگر را می توان در اظهار نظر معاون وزیر صنعت دید. حسن یونس سینکی معاون امور اقتصادی و بازرگانی وزارت صنعت، معدن و تجارت در پاسخ به این سوال که مردم این روزها از شما با عنوان مرد شماره یک تنظیم بازار کشور خیلی انتظار دارند چه کارهایی را برای پاسخگویی به این انتظارات دردستور کار دارید، گفت: «من از رسانه‌ها انتظار دارم که اینقدر چرت و پرت به مردم نگویند تا ما حرف‌هایمان را بزنیم.» او در ادامه گفته مردم از ما چه انتظاری دارند؟ به نظرم این خرده روایت اینقدر واضح است که نیاز به توضیح ندارد.

هفتم: یک چهره توچالی

و برسیم به مورد آخر. دیروز تصویری از رئیس‌جمهور محترم در فضای مجازی منتشر شد که خیلی سریع تبدیل به موضوع اصلی شبکه‌های اجتماعی شد و سوژه نقد و تحلیل و طنز کاربران قرار گرفت. آقای روحانی به همراه مسئول دفتر و وزیر بهداشت دولت در تلکابین توچال حضور یافتند و عکسی هم از سوی حاضران آنجا گرفته و در فضای مجازی پخش شد. از کاربران شبکه‌های اجتماعی تا فعالان سیاسی و اقتصادی تا رسانه‌های رسمی و غیر رسمی به این رویداد واکنش نشان دادند و غالبا از این رفتار رئیس‌جمهور گلایه کردند که چرا در شرایطی که کشور و مردم با معضلات اقتصادی و نوسانات شدید قیمت‌ها مواجه هستند، رئیس جمهور به یک مرکز تفریحی می‌روند و عکس یادگاری می‌گیرند. بعضی‌ها هم البته علاوه بر نقد اصل ماجرا به نحوه پوشش آقای روحانی پرداختند و از پوشیدن لباس و کلاه و کفش برند خارجی در سال حمایت از کالای ایرانی ابراز تعجب کردند.

اینها و شاید خیلی از مصادیقی که مجال پرداختن به آنها در این گزارش نبود، نمونه‌هایی هستند از مواضعی که اثرات روانی منفی بر ذهنیت جامعه خواهد گذاشت. مردم زمانی که ببینند و بفهمند که مسئولان و دست‌اندرکاران در جریان مشکلات هستند و تلاششان را برای رفع آن انجام می‌دهند، به آرامش می‌رسند، حتی اگر مشکلات سرجای خود باشد، اما ندیدن مشکلات یا کتمان کردن آن بار مشکلات را افزایش می‌دهد.

محسن سجادی - سیاسی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 4 تیر 1397    | توسط: mehdi shoosh    | طبقه بندی: اقتصادی،     | نظرات()